پادکست

چرا مدیتیشن برای من سخت است؟

چرا مدیتیشن

برای من سخت است؟

وقتی ذهن آرام نمی‌گیرد، چه کنیم؟

     تا حالا برای مدیتیشن نشسته‌ای، چند نفس کشیده‌ای و بعد ناگهان متوجه شده‌ای داری به یک گفت‌وگوی قدیمی، کار فردا، یک پیام، قبض، رابطه‌ات یا حتی شام فکر می‌کنی؟بعد شاید با خودت گفته باشی:«من اصلاً بلد نیستم مدیتیشن کنم.»
    اگر این تجربه را داشته‌ای، اتفاقاً نقطه‌ای را تجربه کرده‌ای که بخش مهمی از تمرین مدیتیشن از همان‌جا شروع می‌شود.
مدیتیشن به معنی خالی کردن ذهن از فکر نیست.
    ذهن انسان به‌طور طبیعی از موضوعی به موضوع دیگر حرکت می‌کند. در پژوهش‌های مربوط به «پرسه‌زنی ذهن» یا mind-wandering نیز این پدیده به‌عنوان بخشی شناخته‌شده از فعالیت ذهن بررسی شده است. در مدیتیشن توجه‌محور، مسئله این نیست که هرگز حواست پرت نشود؛ بلکه تمرین می‌کنی متوجه شوی توجهت کجا رفته و با نرمی آن را به موضوع تمرین برگردانی.
    پس اگر هنگام مدیتیشن حواست پرت می‌شود، لزوماً نشانه این نیست که مدیتیشن را اشتباه انجام می‌دهی.
گاهی همین لحظه‌ای که متوجه می‌شوی حواست پرت شده، خودِ تمرین است.

چرا مدیتیشن برای بعضی‌ها سخت به نظر می‌رسد؟

     مدیتیشن در ظاهر ساده است: بنشین، چشم‌ها را ببند و به نفس توجه کن. اما در عمل، ما معمولاً به این شکل زندگی نمی‌کنیم. بیشتر اوقات توجه ما بین چند کار، فکر، خاطره، نگرانی و برنامه آینده جابه‌جا می‌شود.
     وقتی برای چند دقیقه می‌نشینیم و محرک‌های بیرونی را کمتر می‌کنیم، ممکن است تازه متوجه شویم در ذهنمان چه خبر است.
     بنابراین ممکن است چیزی که به نظر می‌رسد «بدتر شدن ذهن» است، در واقع بیشتر دیده شدن فعالیت ذهن باشد. این دو یکی نیستند.ممکن است قبل از مدیتیشن هم افکار زیادی داشته باشی، اما چون مشغول کار، تلفن همراه، صحبت کردن یا فعالیت‌های روزانه هستی، کمتر متوجه آن‌ها شوی.
    وقتی می‌نشینی و توجهت را به یک نقطه برمی‌گردانی، افکار و جابه‌جایی توجه برایت آشکارتر می‌شوند.

اشتباه اول: فکر می‌کنیم باید ذهنمان را خالی کنیم!!!

     یکی از رایج‌ترین تصورها درباره مدیتیشن این است:«باید هیچ فکری نداشته باشم.»اما این هدف، مخصوصاً برای کسی که تازه شروع کرده، می‌تواند تمرین را به یک مسابقه تبدیل کند.
فکر می‌آید….
تو متوجهش می‌شوی….
سعی می‌کنی آن را حذف کنی….
فکر دیگری می‌آید….
دوباره ناراحت می‌شوی….
بعد با خودت می‌گویی:«پس من برای مدیتیشن ساخته نشده‌ام.»در حالی که مسئله از هدف شروع شده است.
     در بسیاری از شیوه‌های ذهن‌آگاهی، قرار نیست تجربه ذهنی را با زور حذف کنیم. توجه را به یک تجربه حاضر، مثل تنفس، برمی‌گردانیم و وقتی متوجه حواس‌پرتی شدیم، دوباره برمی‌گردیم. پژوهش‌های مربوط به مدیتیشن توجه‌محور نیز همین چرخه را به‌عنوان بخشی از فرایند توجه بررسی کرده‌اند: سرگردانی ذهن، آگاه شدن از آن، جابه‌جایی توجه و بازگشت به تمرکز.پس:حواس‌پرتی پایان تمرین نیست؛ فرصتی برای تمرین توجه است.

اشتباه دوم: با فکرهایمان می‌جنگیم.

      فرض کن نشسته‌ای و ناگهان فکری درباره یک اتفاق ناراحت‌کننده به ذهنت می‌آید.ممکن است بلافاصله بخواهی آن را کنار بزنی:«نباید به این فکر کنم.»اما همین تلاش برای نداشتن یک فکر، می‌تواند توجه بیشتری به آن بدهد.
در مدیتیشن ذهن‌آگاهی، رویکرد متفاوت است:فکر را می‌بینی، اما لازم نیست وارد داستانش شوی.
     مثلاً:«دارم به اتفاق فردا فکر می‌کنم.»همین.
     نه لازم است با خودت بحث کنی.نه لازم است نتیجه‌گیری کنی.نه لازم است مسئله را همان لحظه حل کنی.فقط متوجه می‌شوی توجهت از نفس یا موضوع تمرین فاصله گرفته است و آن را به‌آرامی برمی‌گردانی.این «بازگشت» یکی از مهارت‌های اصلی تمرین است.

اگر ذهنم خیلی شلوغ باشد چه؟

     اینجا یک تفاوت مهم وجود دارد:مدیتیشن قرار نیست به‌زور ذهن شلوغ را ساکت کند.اگر امروز ذهنت پر از فکر است، ممکن است تمرین تو دقیقاً این باشد که بتوانی برای چند دقیقه متوجه این شلوغی شوی، بدون اینکه هر فکر را دنبال کنی.
     مثلاً:فکر → متوجه شدن → بازگشت به نفس
دوباره:فکر → متوجه شدن → بازگشت
و دوباره:فکر → متوجه شدن → بازگشت
ممکن است در پنج دقیقه این چرخه ده‌ها بار اتفاق بیفتد.این به این معنا نیست که ده‌ها بار شکست خورده‌ای. ده‌ها بار متوجه شده‌ای و برگشته‌ای.این تفاوت، نگاه ما به مدیتیشن را کاملاً تغییر می‌دهد.

یک تمرین ساده برای شروع

     اگر تازه‌کاری، لازم نیست از همان ابتدا بیست یا سی دقیقه بنشینی.
یک تمرین ساده می‌تواند این باشد:
      ۱. جای راحتی پیدا کنلازم نیست حتماً روی زمین بنشینی. صندلی هم کاملاً می‌تواند مناسب باشد. بدن را تا حد امکان            راحت و بیدار نگه دار.
      ۲. توجهت را به تنفس بده لازم نیست نفس را عمیق یا غیرطبیعی کنی. فقط ببین: هوا از کجا وارد می‌شود؟ حرکت شکم           یا قفسه سینه را حس می‌کنی؟ دم و بازدم چه حسی دارند؟
     ۳. وقتی ذهنت رفت، فقط متوجه شو…. ممکن است بعد از چند ثانیه متوجه شوی داری به چیز دیگری فکر می‌کنی، خوب                است. همین که متوجه شدی، کافی است.

      ۴. توجه را برگردانبدون سرزنش خودت، دوباره به تنفس برگرد. نه با زور. نه با عجله. فقط برگرد.

      ۵. تمرین را تمام کنبعد از چند دقیقه، توجهت را دوباره به بدن، صداهای محیط و فضای اطرافت بده و تمرین را تمام کن.

     هدف این تمرین «بی‌فکر شدن» نیست.

هدف، دیدن و بازگرداندن توجه است.

اگر مدام حواسم پرت می‌شود، یعنی تمرکز ضعیفی دارم؟

     نه لزوماً.

     سرگردانی ذهن پدیده‌ای طبیعی است و در پژوهش‌های شناختی به‌طور گسترده بررسی شده است. حتی در مطالعات مدیتیشن نیز کاهش یا تغییر در سرگردانی ذهن، موضوعی است که در برخی مداخلات مشاهده شده، اما نتایج پژوهش‌ها کاملاً یکدست نیستند و نوع تمرین، مدت آن و روش اندازه‌گیری اهمیت دارد.

     بنابراین بهتر است از یک جلسه مدیتیشن نتیجه نگیری:

     «من تمرکز ندارم.» یا:«مدیتیشن برای من جواب نمی‌دهد.»

     مدیتیشن یک مهارت است و کیفیت تجربه می‌تواند از روزی به روز دیگر تغییر کند.

 

آیا چند دقیقه مدیتیشن واقعاً فایده‌ای دارد؟

    اینجا هم بهتر است از وعده‌های بزرگ فاصله بگیریم.

     پژوهش‌ها درباره اثرات ذهن‌آگاهی و مدیتیشن بر توجه، استرس و برخی جنبه‌های عملکرد شناختی نتایج امیدوارکننده‌ای نشان داده‌اند، اما همه مطالعات به نتیجه یکسانی نرسیده‌اند. یک فراتحلیل از ۱۱۱ کارآزمایی تصادفی‌شده، اثرات کوچک تا متوسطی را در برخی حوزه‌های شناختی گزارش کرد، در حالی که برای بعضی شاخص‌ها اثر معناداری مشاهده نشد.

    پس منطقی نیست بگوییم:«با پنج دقیقه مدیتیشن، مغزت متحول می‌شود.»

    اما می‌توان گفت:تمرین کوتاه و منظم می‌تواند فرصتی برای تمرین توجه و آگاهی از تجربه لحظه حاضر ایجاد کند.

و! برای شروع، همین کافی است.

 

یک نکته مهم: مدیتیشن همیشه تجربه‌ای آرام و دلپذیر نیست

     گاهی افراد تصور می‌کنند اگر مدیتیشن درست انجام شود، همیشه باید احساس آرامش، سبکی یا شادی داشته باشند.اما تجربه مدیتیشن می‌تواند متفاوت باشد:

     گاهی آرامش‌بخش است.

     گاهی خنثی است.

     گاهی ممکن است متوجه افکار یا احساساتی شوی که قبلاً کمتر به آن‌ها توجه می‌کردی.

     به همین دلیل، بهتر است مدیتیشن را با وعده «همیشه احساس خوب داشتن» تعریف نکنیم.

     منابع معتبر سلامت نیز تأکید می‌کنند که اگرچه مدیتیشن و ذهن‌آگاهی عموماً کم‌خطر در نظر گرفته می‌شوند، پژوهش‌های ایمنی محدودیت‌هایی دارند و برخی افراد تجربه‌های ناخوشایندی گزارش کرده‌اند.

    اگر تمرین برایت به‌طور مداوم ناراحت‌کننده یا تشدیدکننده علائم روانی است، ادامه دادن اجباری آن رویکرد مناسبی نیست و بهتر است با متخصص سلامت روان مشورت کنی.

 

از کجا بفهمیم داریم مدیتیشن را درست انجام می‌دهیم؟

     شاید سؤال بهتر این باشد: «آیا دارم تمرین می‌کنم؟» نه! «آیا ذهنم کاملاً ساکت شده؟»

     اگر نشسته‌ای، متوجه شده‌ای که حواست پرت شده و دوباره توجهت را به موضوع تمرین برگردانده‌ای، یک بخش مهم از تمرین اتفاق افتاده است. حتی اگر این اتفاق بارها تکرار شود.مدیتیشن قرار نیست ذهن را به یک اتاق خالی تبدیل کند. بیشتر شبیه این است که کم‌کم یاد بگیری: متوجه شوی ذهنت کجاست، قبل از اینکه هر فکری تو را با خودش ببرد.

و! این مهارت، فقط روی بالشت یا صندلی مدیتیشن معنا ندارد. می‌تواند هنگام راه رفتن، غذا خوردن، کار کردن، گوش دادن به یک نفر یا حتی لحظه‌ای که متوجه عصبانیت خودت می‌شوی، به زندگی روزمره وارد شود.

 

یک تغییر کوچک در نگاه به مدیتیشن

    دفعه بعد که برای مدیتیشن نشستی و متوجه شدی ذهنت دوباره رفته سراغ گذشته یا آینده، به جای اینکه بگویی «باز هم حواسم پرت شد»، فقط بگو: «متوجه شدم.» و برگرد.

    همین.

    لازم نیست با ذهنت بجنگی.

    لازم نیست آن را مجبور به سکوت کنی.

     لازم نیست هر جلسه تجربه‌ای فوق‌العاده داشته باشی.

     فقط بارها و بارها متوجه شو و برگرد.

     شاید یکی از مهم‌ترین چیزهایی که در مدیتیشن تمرین می‌کنیم، همین باشد: نه اینکه هرگز گم نشویم؛ بلکه زودتر متوجه شویم که گم شده‌ایم و راه برگشت را بلد باشیم.

   و اگر بخواهی این تمرین را عمیق‌تر ادامه بدهی:

     مدیتیشن وقتی از یک تجربه پراکنده به یک تمرین منظم تبدیل می‌شود، فرصت بیشتری برای مشاهده رابطه میان توجه، فکر، بدن و واکنش‌های خودکار ایجاد می‌کند.در پرتو، مدیتیشن را نه به‌عنوان راهی برای «خاموش کردن ذهن»، بلکه به‌عنوان تمرینی برای شناختن ذهن، توجه کردن و آگاهانه‌تر زندگی کردن دنبال می‌کنیم.

    برای شروع، لازم نیست ذهن آرامی داشته باشی؛ کافی است با ذهنی که همین حالا داری، چند دقیقه بمانی.

 

پرسش‌های متداول

 

آیا اگر هنگام مدیتیشن فکر کنم، مدیتیشنم خراب شده است؟

     خیر. فکر کردن و سرگردانی ذهن بخشی طبیعی از تجربه انسان است. در تمرین‌های توجه‌محور، متوجه شدن حواس‌پرتی و برگرداندن توجه بخشی از خود تمرین است.

 

چرا هنگام مدیتیشن افکارم بیشتر می‌شوند؟

     ممکن است افکار واقعاً بیشتر نشده باشند؛ بلکه وقتی محرک‌های بیرونی کمتر می‌شوند، بیشتر متوجه فعالیت ذهنی خودت شوی.

 

برای شروع مدیتیشن چند دقیقه کافی است؟

     برای شروع، می‌توان با چند دقیقه تمرین کرد. مهم‌تر از طول یک جلسه، ایجاد یک تمرین قابل‌تداوم و متناسب با شرایط فرد است.
آیا باید در مدیتیشن ذهنم را خالی کنم؟
     خیر. خالی کردن ذهن هدف ضروری بسیاری از تمرین‌های ذهن‌آگاهی نیست. در تمرین توجه به تنفس، معمولاً هدف این است که توجه را روی تنفس قرار دهی و هر زمان متوجه حواس‌پرتی شدی، دوباره برگردانی.
اگر مدیتیشن باعث ناراحتی من شود چه؟
      لازم نیست تمرین را به زور ادامه بدهی. تجربه افراد متفاوت است و برخی افراد ممکن است تجربه‌های ناخوشایند داشته باشند. اگر ناراحتی شدید، مداوم یا تشدیدکننده علائم روانی است، بهتر است با متخصص سلامت روان مشورت شود.
منابع علمی منتخب:

.National Center for Complementary and Integrative Health (NCCIH): Meditation and Mindfulness: Effectiveness and Safety

.Feruglio et al. (۲۰۲۱),The Impact of Mindfulness Meditation on the Wandering Mind: a Systematic Review.

.Hasenkamp et al. (۲۰۱۲), Mind wandering and attention during focused meditation.

.Zainal & Newman (۲۰۲۴), Mindfulness enhances cognitive functioning: a meta-analysis of ۱۱۱ randomized controlled trials.

.Roy & Subramanya (۲۰۲۵), review of meditation and sustained attention in nonclinical populations

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *