پادکست

وقتی ذهن آرام نمی‌شود، چه کنیم؟

وقتی ذهن آرام نمی‌شود، چه کنیم؟

     راهی برای کم‌کردن شلوغی ذهن، بدون جنگیدن با فکرها:
    گاهی مشکل این نیست که نمی‌توانیم بخوابیم، کار کنیم یا حتی چند دقیقه بنشینیم! مشکل این است که ذهنمان مدام در حال کار کردن است.
    یک اتفاق مربوط به دیروز را دوباره مرور می‌کنیم.گفت‌وگویی را که تمام شده، در ذهن ادامه می‌دهیم. نگران فردا می‌شویم. برای چیزی که هنوز اتفاق نیفتاده، ده‌ها سناریو می‌سازیم و درست همان لحظه‌ای که به خودمان می‌گوییم:
«باید ذهنم را آرام کنم.»: ذهن، شلوغ‌تر می‌شود.
    اما آیا واقعاً باید ذهن را مجبور کنیم که آرام شود؟
شاید سؤال دقیق‌تر این باشد:
    آیا می‌توانیم رابطه‌مان را با فکرها تغییر دهیم، حتی وقتی فکرها هنوز وجود دارند؟

آرام کردن ذهن یعنی فکر نکردن؟

    یکی از رایج‌ترین تصورها درباره آرامش ذهن این است که ذهن آرام یعنی ذهنی که هیچ فکری در آن نیست. اما ذهن انسان برای فکر کردن ساخته شده است. یادآوری، برنامه‌ریزی، پیش‌بینی، مقایسه، حل مسئله و مرور تجربه‌ها بخشی از فعالیت طبیعی ذهن هستند.
    بنابراین اگر هنگام استراحت ناگهان متوجه می‌شوید که دارید به یک مسئله کاری، رابطه‌ای، مالی یا اتفاقی از گذشته فکر می‌کنید، این اتفاق به‌خودی‌خود نشانه این نیست که «ذهن من خراب است» یا «من بلد نیستم آرام باشم».
حتی در تمرین‌های ذهن‌آگاهی، هدف لزوماً متوقف‌کردن فکر نیست.
هدف می‌تواند این باشد که: متوجه شویم ذهن کجا رفته، بدون اینکه فوراً هر فکری را دنبال کنیم. این تفاوت کوچک، نقطه شروع مهمی است.

چرا هرچه بیشتر می‌خواهیم ذهن را آرام کنیم، گاهی شلوغ‌تر می‌شود؟

    فرض کنید به خودتان بگویید: «به آن موضوع فکر نکن!» ذهن باید برای انجام این دستور، مدام بررسی کند که آیا هنوز به آن موضوع فکر می‌کنید یا نه. در نتیجه، چیزی که می‌خواستید از ذهن کنار بگذارید، همچنان در مرکز توجه باقی می‌ماند. مشابه همین اتفاق ممکن است هنگام مدیتیشن هم رخ دهد:
«نباید فکر کنم.»
«باید آرام باشم.»
«چرا هنوز ذهنم شلوغ است؟»
«چرا بقیه می‌توانند و من نمی‌توانم؟»
حالا علاوه بر فکر اولیه، یک لایه قضاوت هم به آن اضافه شده است.
فکر اول شاید فقط یک فکر بود. اما بعد تبدیل می‌شود به: فکر + مقاومت + قضاوت + نگرانی درباره خودمان.
و همین چرخه می‌تواند تجربه ذهنی را سنگین‌تر کند.

فرق فکر کردن با گرفتار شدن در فکر چیست؟

    همه ی فکرها مشکل‌ساز نیستند. مثلاً ممکن است در حال فکر کردن به برنامه فردا باشید و بعد تصمیم بگیرید ساعت هشت صبح یک کار مشخص را انجام دهید. این فکر، به یک اقدام مشخص منتهی شده است. اما گاهی ذهن از یک فکر به فکر دیگری می‌رود و همچنان ادامه می دهد: 
«فردا باید با …. صحبت کنم.»
↓
«اگر بد برداشت کند چه؟»
↓
«اصلاً شاید از اول نباید آن حرف را می‌زدم.»
↓
«یعنی همیشه همین‌طور رفتار می‌کنم؟»
↓
«اگر این رابطه خراب شود چه؟»
اینجا دیگر فقط «حل مسئله» اتفاق نمی‌افتد. ذهن وارد چرخه‌ای تکراری شده است. در روان‌شناسی به این نوع الگوی تکرارشونده در برخی زمینه‌ها نشخوار فکری (Rumination) گفته می‌شود. پژوهش‌های مرورشده درباره مداخلات مبتنی بر ذهن‌آگاهی نشان داده‌اند که این مداخلات می‌توانند در برخی گروه‌ها و شرایط، میزان تفکر نشخوارکننده را کاهش دهند؛ البته این به معنی درمان قطعی یا یکسان بودن اثر برای همه افراد نیست.

پس وقتی ذهن شلوغ است، دقیقاً چه کار کنیم؟

    نه لازم است با فکرها بجنگید. نه لازم است همه آنها را حل کنید. و نه لازم است به خودتان دستور بدهید «فکر نکن».

می‌توانیم از یک مسیر ساده‌تر شروع کنیم:
۱. اول برای فکر یک اسم بگذارید.
     وقتی متوجه شدید ذهنتان درگیر شده، لازم نیست بلافاصله وارد محتوای فکر شوید. فقط آن را تشخیص دهید:
«دارم نگران می‌شوم.»
«دارم گذشته را مرور می‌کنم.»
«دارم برای آینده سناریو می‌سازم.»
«ذهنم درگیر حل کردن یک مسئله است.»
این کار ساده، فاصله کوچکی بین شما و محتوای ذهن ایجاد می‌کند.
به جای اینکه بگویید:
«این اتفاق حتماً خواهد افتاد.»
می‌توانید بگویید:
«ذهن من دارد احتمال این اتفاق را تصور می‌کند.»
این دو جمله یکسان نیستند.
در جمله دوم، فکر هنوز وجود دارد؛ اما دیگر لزوماً حقیقت تلقی نمی‌شود.
۲. لازم نیست هر فکری را جواب بدهید.
     یکی از عادت‌های ذهن این است که برای هر فکری دنبال پاسخ بگردد. اما همه فکرها سؤال واقعی نیستند.
مثلاً: «اگر همه چیز خراب شود چه؟» واقعاً قرار است همین حالا پاسخ این سؤال را پیدا کنید؟
یا: «چرا آن آدم این حرف را زد؟»
آیا اطلاعات کافی برای رسیدن به پاسخ دارید؟ گاهی ذهن مسئله‌ای را مطرح می‌کند که فعلاً امکان حل آن وجود ندارد.
در این موقعیت، ادامه دادن فکر الزاماً به حل مسئله کمک نمی‌کند. گاهی سالم‌ترین پاسخ این است:
«الان لازم نیست این فکر را حل کنم.»
۳. توجه را به چیزی واقعی برگردان

    ذهن برای برگشتن از چرخه فکر، به یک نقطه اتکا نیاز دارد. این نقطه می‌تواند نفس باشد. اما فقط نفس نیست. می‌تواند صدای محیط، تماس پا با زمین، احساس بدن روی صندلی، حرکت دست هنگام شستن ظرف‌ها یا حتی مزه غذا باشد. مثلاً همین حالا چند ثانیه مکث کنید.

متوجه شوید:
– بدن شما کجاست؟– پاهایتان چه حسی دارند؟– شانه‌ها بالا رفته‌اند یا رها هستند؟– صدای نزدیک‌ترین چیزی که می‌شنوید چیست؟– نفس در کدام قسمت بدن بیشتر احساس می‌شود؟
قرار نیست چیزی را تغییر دهید.
فقط توجه را از داستان ذهن به تجربه‌ای که همین حالا وجود دارد، برگردانید.
این همان جایی است که ذهن‌آگاهی از یک مفهوم انتزاعی به یک مهارت روزمره تبدیل می‌شود.۴. با خودت وارد دعوا نشو
    یکی از تفاوت‌های مهم بین مشاهده و سرکوب همین‌جاست. سرکوب می‌گوید: «این فکر نباید وجود داشته باشد.»
مشاهده می‌گوید: «این فکر الان وجود دارد.» این به معنی موافقت با فکر نیست. مثلاً اگر فکری اضطراب‌آور دارید، مشاهده آن به این معنی نیست که باید آن را باور کنید. فقط یعنی قبل از واکنش، بتوانید آن را ببینید.
     در ادبیات علمی ذهن‌آگاهی، مفاهیمی مانند decentering یا فاصله گرفتن از فکر و acceptance به‌عنوان فرایندهای احتمالی مرتبط با اثرگذاری مداخلات ذهن‌آگاهی بررسی شده‌اند؛ با این حال پژوهش‌ها هنوز برای تعیین دقیق اینکه کدام سازوکار در چه شرایطی عامل اصلی است، محدودیت دارند.۵. اگر مسئله واقعی است، برایش زمان مشخص تعیین کن
     همه چیز را هم نباید به «ذهن‌آگاهی» سپرد. گاهی ذهن شما واقعاً با یک مسئله واقعی روبه‌روست. قبضی باید پرداخت شود. کاری عقب افتاده. گفت‌وگویی لازم است انجام شود. تصمیمی باید گرفته شود. در این شرایط، گفتن «فکر نکن» کمکی نمی‌کند. بهتر است مسئله را از حالت مبهم خارج کنید. مثلاً بنویسید:
مسئله چیست؟
چه چیزی در کنترل من است؟
قدم بعدی چیست؟
چه زمانی انجامش می‌دهم؟
گاهی ذهن به دلیل مبهم بودن مسئله، مدام آن را تکرار می‌کند.
وقتی یک قدم واقعی مشخص می‌شود، دیگر لازم نیست ذهن همان پیام را صد بار تکرار کند.

یک تمرین سه‌دقیقه‌ای برای وقتی که ذهن شلوغ است:

     این تمرین قرار نیست ذهن را خاموش کند. هدف آن فقط این است که برای چند دقیقه، رابطه متفاوتی با تجربه خودتان ایجاد کنید.
     دقیقه اول: فقط متوجه شو
راحت بنشینید.
لازم نیست وضعیت خاصی داشته باشید.
چشم‌ها می‌توانند بسته یا باز باشند.
فقط از خودتان بپرسید:
«الان در ذهن من چه می‌گذرد؟»
بدون اینکه چیزی را اصلاح کنید.
اگر نگرانی هست، متوجه نگرانی شوید.
اگر بی‌حوصلگی هست، متوجه آن شوید.
اگر فکرهای پراکنده هستند، فقط آنها را ببینید.
     دقیقه دوم: بدن و نفس
حالا توجه را به بدن برگردانید.
نفس را همان‌طور که هست احساس کنید.
نه عمیق‌تر.
نه آرام‌تر.
نه کنترل‌شده.
فقط رفت‌وآمد طبیعی نفس.
هر بار که متوجه شدید ذهن دوباره رفته، کافی است متوجه شوید:
«فکر.»
و دوباره به نفس یا احساس بدن برگردید. 
     دقیقه سوم: یک انتخاب
در پایان از خودتان بپرسید:
«الان مهم‌ترین کاری که واقعاً می‌توانم انجام دهم چیست؟»
نه ده کار.
فقط یک قدم.
گاهی آرامش از اینجا می‌آید:
نه از اینکه همه چیز حل شده باشد؛بلکه از اینکه بدانیم قدم بعدی چیست.

آیا مدیتیشن می‌تواند به ذهن شلوغ کمک کند؟

     شواهد پژوهشی درباره ذهن‌آگاهی و مدیتیشن امیدوارکننده است، اما پاسخ علمی «بله، برای همه و همیشه» نیست.
بررسی‌ها نشان داده‌اند که مداخلات مبتنی بر ذهن‌آگاهی در برخی مطالعات با کاهش نشخوار فکری و بهبود برخی شاخص‌های روان‌شناختی همراه بوده‌اند. در عین حال، کیفیت مطالعات، نوع مداخله، جمعیت مورد مطالعه و مقایسه با گروه کنترل متفاوت است و نمی‌توان از این نتایج یک وعده عمومی برای همه افراد ساخت.
بنابراین بهتر است مدیتیشن را نه به‌عنوان دکمه خاموش کردن ذهن، بلکه به‌عنوان نوعی تمرین توجه و مشاهده در نظر بگیریم.
و این تفاوت مهم است.
چون اگر هر بار که ذهن شلوغ شد فکر کنیم «مدیتیشن من جواب نداد»، دوباره وارد همان چرخه قضاوت می‌شویم.

آرامش همیشه به معنی احساس خوب نیست!

     این نکته شاید کمتر درباره مدیتیشن گفته شود. ممکن است گاهی بعد از چند دقیقه نشستن، متوجه خستگی، نگرانی، بی‌قراری یا احساساتی شوید که قبلاً فرصت توجه به آنها را نداشته‌اید. پس معیار موفقیت تمرین نباید همیشه این باشد:
«آیا بعد از تمرین احساس فوق‌العاده‌ای داشتم؟»
سؤال‌های دقیق‌تر می‌توانند اینها باشند:
«آیا متوجه شدم ذهنم کجا بود؟»
«آیا توانستم قبل از واکنش، کمی مکث کنم؟»
«آیا توانستم یک فکر را فقط به‌عنوان یک فکر ببینم؟»
«آیا توانستم توجه را دوباره به لحظه حاضر برگردانم؟»
اینها تغییرات کوچک‌تری هستند، اما برای ساختن یک مهارت، مهم‌اند.

اگر ذهن من همیشه شلوغ است چه؟

     اگر درگیری ذهنی شدید، مداوم یا مختل‌کننده زندگی روزمره است، بهتر است آن را فقط به «کمبود آرامش» یا «ضعف در مدیتیشن» نسبت ندهیم.
    استرس، اضطراب، مشکلات خواب و مسائل روان‌شناختی مختلف می‌توانند تجربه ذهنی فرد را تحت تأثیر قرار دهند.
     مدیتیشن و ذهن‌آگاهی می‌توانند برای بعضی افراد ابزار مفیدی باشند، اما جایگزین ارزیابی یا درمان حرفه‌ای در صورت وجود یک مشکل قابل‌توجه نیستند. منابع پزشکی معتبر نیز بر همین تمایز تأکید دارند. همچنین تجربه‌های ناخوشایند در برخی افراد هنگام مدیتیشن گزارش شده است؛ بنابراین اگر تمرین باعث تشدید قابل‌توجه اضطراب، ناراحتی یا علائم دیگر می‌شود، ادامه دادنِ اجباری آن رویکرد مناسبی نیست.شاید هدف، «ذهن آرام» نباشد
     شاید یکی از اشتباه‌های ما این باشد که آرامش را این‌طور تعریف کرده‌ایم: ذهنی که هیچ فکری ندارد. اما احتمالا آرامش معنای دیگری داشته باشد: اینکه فکر هست، اما مجبور نیستیم دنبال هر فکر برویم. اینکه نگرانی هست، اما هر نگرانی فوراً تبدیل به عمل نمی‌شود. اینکه ذهن به گذشته می‌رود و ما می‌توانیم برگردیم. اینکه آینده را تصور می‌کنیم، اما می‌دانیم هنوز در آینده نیستیم. و شاید مهم‌تر از همه: اینکه بین یک فکر و واکنش ما، کمی فضا ایجاد شود. همین فضا می‌تواند آغاز یک انتخاب باشد. نه کنترل کامل ذهن، نه خاموشی فکرها، بلکه توانایی اینکه:
ببینی، مکث کنی و بعد انتخاب کنی. و شاید آرامش واقعی، بیشتر از اینکه «ذهنی بدون فکر» باشد،ذهنی باشد که مجبور نیست به هر فکری پاسخ بدهد.

پرسش‌های متداول

چطور ذهنم را سریع آرام کنم؟
   هیچ روش واحدی وجود ندارد که برای همه و در همه شرایط فوراً ذهن را آرام کند. یک شروع ساده این است که توجه را از چرخه فکر به یک تجربه واقعی در لحظه، مانند نفس یا احساس بدن، برگردانید و در کنار آن، اگر مسئله‌ای واقعی وجود دارد، یک قدم عملی برایش مشخص کنید.
چرا هرچه بیشتر می‌خواهم آرام باشم، ذهنم شلوغ‌تر می‌شود؟
   تلاش شدید برای حذف فکرها می‌تواند توجه شما را همچنان روی همان فکر نگه دارد. به جای تلاش برای «فکر نکردن»، می‌توانید متوجه فکر شوید و توجه را دوباره به کاری که اکنون انجام می‌دهید برگردانید.
آیا مدیتیشن ذهن را خالی می‌کند؟
   نه لزوماً. در بسیاری از رویکردهای ذهن‌آگاهی، هدف مشاهده تجربه حاضر و بازگرداندن توجه است، نه ایجاد ذهنی کاملاً بدون فکر.
برای ذهن شلوغ مدیتیشن بهتر است یا تنفس؟
    این دو الزاماً رقیب یکدیگر نیستند. توجه به تنفس می‌تواند یکی از تمرین‌های ساده ذهن‌آگاهی باشد. انتخاب تمرین مناسب به شرایط، هدف و تجربه فرد بستگی دارد.
اگر هنگام مدیتیشن مدام فکر کنم، یعنی مدیتیشن من اشتباه است؟
   خیر. متوجه شدن حواس‌پرتی و بازگرداندن توجه، خودش بخشی از تمرین است.

یک جمله برای امروز:

     اگر امروز ذهنت شلوغ است، لازم نیست با آن بجنگی. فقط یک بار متوجه شو: «ذهنم درگیر است.» یک نفس طبیعی بکش. آنچه در اطرافت هست را ببین. و از خودت بپرس: «الان، فقط قدم بعدی من چیست؟» گاهی همین فاصله کوچک، از تلاش برای کنترل تمام ذهن مفیدتر است.

یادداشت علمی

     این مقاله درباره مدیتیشن و ذهن‌آگاهی، وعده درمان یا خاموش کردن ذهن نمی‌دهد. شواهد موجود نشان می‌دهند که برخی مداخلات مبتنی بر ذهن‌آگاهی می‌توانند بر نشخوار فکری، اضطراب و برخی شاخص‌های سلامت روان اثر داشته باشند، اما اندازه اثر و کیفیت شواهد در شرایط مختلف یکسان نیست. برای همین، در رادیو پرتو تلاش می‌کنیم بین آنچه پژوهش نشان داده، آنچه در تجربه تمرین می‌توان مشاهده کرد و آنچه هنوز قطعی نیست تفاوت بگذاریم.

منابع مقاله

مرور رسمی NCCIH درباره اثربخشی و ایمنی مدیتیشن و ذهن‌آگاهی، که بر امیدوارکننده بودن بخشی از شواهد و در عین حال محدودیت‌های پژوهش تأکید می‌کند.
یک مرور و متاآنالیز از ۶۱ مطالعه و ۴۲۲۹ شرکت‌کننده، کاهش معنادار تفکر نشخوارکننده را در مداخلات مبتنی بر ذهن‌آگاهی گزارش کرد؛ در مقایسه مستقیم با CBT تفاوت معناداری دیده نشد.
مرور و متاآنالیز جدیدتر درباره MBCT نیز کاهش نشخوار فکری و افزایش برخی شاخص‌های مرتبط مانند mindfulness و decentering را گزارش کرده است؛ با توجه به ناهمگونی مطالعات، نتیجه باید در چارچوب شواهد موجود تفسیر شود.
یک مرور نظام‌مند درباره سازوکارهای احتمالی مداخلات ذهن‌آگاهی، نقش توجه، فاصله‌گیری از فکر (decentering) و پذیرش را بررسی کرده و درباره تعیین رابطه علّی دقیق آنها احتیاط کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *